خرید بک لینک
روزهایست که خود گم کرده در خویشم
دراین سرگشتگی دایم به تو وابسته تر میشم

زمان بگذشت و آسان.، سخت تر می شد
عبور از این هیاهو و مسیرِ تلخِ در پیشم

چه تقدیری رقم خورده وفا زخمی تر از غم شد
نمیگنجد خیالم را که آبِ روی آتیشم

حقیقت پشت پا خورده در این غوغای ویرانی
در این کذبِ حقیقت نام دلم مات و خودم کیشم

زمان بغض کرده در این خاطرات غم گرفته
بگو آخر غمِ دل را چه راه و چاره اندیشم

تو آسوده خزان کردی بهارم زندگانی را
منم مسموم به عشق تو هنوز آلوده تر میشم.

سید علیرضا موسوی

https://telegram.me/vamooche

برچسب: مسمومِ, نویسنده: کیان سامانی تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1396 ساعت: 12:06

صفحه بندی